و اینک باران...
اولین قطرات باران پاییزی صورتم را نوازش می دهد؛ چه احساس زیبایی؛ طراوت و شادابی در خیابان موج می زند؛ همه به تحرک و تکاپو افتاده اند و حس زندگی در شهر جاری است. اما آیا به واقع همه چیز همینگونه زیبا و لذت بخش است؟!
همانگونه که از قبل گفته اند و تقریبا همه می دانیم، "هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد". اگر این مفهوم را کمی بسط دهیم، درخواهیم یافت که هر زمان و هر شرایطی اقتضاعات خاصی دارد که غیر قابل انکارند. سرما لباس گرم را اقتضا می کند و گرما لباس خنک را؛ باران چتر را اقتضا می کند و آفتاب عینک آفتابی را؛ زمستان برف و باران را اقتضا می کند و تابستان گرما و خشکی را؛ و بسیاری موارد دیگر که فهم آنها بسیار بدیهی به نظر می رسد.
زمستان گذشته را به خاطر بیاورید؛ برف و باران فراوان و سرمایی به نسبت نادر. شرایطی که علی القاعده باید عادی و طبیعی باشد اما به یکباره به حالتی فوق العاده تبدیل می شود که همکاری و مدد تمام مردم را می طلبد.برنامه های تلویزیون اعم از ورزشی، هنری، علمی، خانوادگی، فیلم ها، کلیپ ها و غیره به صورت گسترده، افت شدید فشار گاز را هشدار داده و بر لزوم صرفه جویی مردم تاکید می کنند و این موضوع به یک بحران ملی تبدیل می شود.
زمستان به هر مشقت و دشواری گذشت. ما که جان سالم به در بردیم باقی را نمی دانم !!!
تابستان از راه می رسد و اینبار بحران آب و خشکسالی گریبان گیر مردم بی نوا می شود. قطعی آب آن هم در شهر های گرم جنوبی، کاهش محصولات کشاورزی و به تبع آن افزایش شدید قیمت میوه در بازار و بار دیگر واردات بی سابقه گندم...
به راستی چه کسی باید پاسخگو باشد؟! تاکی آزمون و خطا ، تاکی حالت فوق العاده و بحران،تا کی میتوان با تحریک احساسات مردم و سو ء استفاده از حس نوع دوستی آنها بر کاستی های موجود پرده کشید. اگر بارش برف و باران و سرمای ١٠- بحران است ؛ پس مردم آلاسکا و سیبری چه می کنند؟! اگر کاهش باران و نزولات جوی حالت فوق العاده است پس مردم عربستان چگونه به سر می برند؟! چه بگویم که عدم شایسته سالاری چه ها که به روز قلمرو کورش کبیر نیاورده است....
هم زمستان و هم تابستان گذشت و بسیاری به اقتضای ذهن فراموشکار انسان، از یاد برده اند که چه بر آنها گذشته است؛ اما آنچه در ناخودآگاه همه ما به یادگار باقی مانده، نوعی احساس ترس و عدم امنیت است از آنکه دانسته ایم، آنان که متولی حمایت و سرپرستی مایند از قضا چندان دغدغه رفع مشکلات مردم را ندارند و گوئیا هیچ نمی دانند چه باید بکنند و چه نباید........
......به داد مردگان برسید......
نماز، روزه، کفاره و.....
شماره تماس:٠٢۵١٣٣٧۴۵۶٨
...
گاهی اوقات فکر میکنم چه طور میشه که اینجوری میشه.......
کوته فکری؟؟؟ احساساتی بودن؟؟؟دین مداری؟؟؟ظاهربینی؟؟؟
نظر شما چیه؟؟؟
دین، ثمره ی تفکر بشر است؛
برای بهتر زیستن
................
پس چگونه است که اینها زندگی را
فدای دین می کنند؟!؟!

